پذيرفتن اين واقعيت كه ذهنمان چنان دچار وسواس نسبت به ايـن نوشيدنی های مرگ بار شده است كه تنها مشيت الهی می تواند آن را از ما دور نگه دارد، واقعاً دشوار است.
(دوازده گام و دوازده سنت)
مشيت الهی درباره من زمانی اتفاق افتاد كه به دليل نوشيدن هـای پی در پی ، پاك ورشكسته شدم. هر چه را كه برايم مهم بـود، از دسـت دادم . به انجمن الكليهای گمنام زنگ زدم و از آن لحظه به بعد زندگی ام به كلی عوض شد . وقتی به آن لحظه خاص فكر ميكنم ، مـيدانـم كـه مدت ها پيش از اينكه بتوانم به مشكلم اعتراف كنم و مفاهيم معنوی را بپذيرم ، خداوند وارد زندگی ام شده بود. با مشيت الهی گيلاس مـشروب را زمين گذاشتم و سفرم را به دنيای هشياری آغاز كردم . به لطف و كرم الهی اسرار زندگی همچنان برايم باز می شـود. گـام اول كـه در آن بـه ناتوانی ام در برابر الكل اعتراف كردم ، و اينكه كنترل زنـدگی از دسـتم خارج شده ، حالا با همكاری انجمن الكلـی هـای گمنـام بـرايم معنـای بيشتری پيدا كرده است.